شمس الدين احمد

11

خزائن الملوك ( فارسى )

عطش و غشيان و صفرت چشم و تلخى دهان و پيچش در معده افتادن و بعد قى صفراوى راحت يافتن علامت صفراست و تقدم تخمه و نفخ و آروغ ترش آمدن و كثرت لعاب و تهوع و از قئ بلغمى راحت يافتن علامت بلغم‌ست بحرقت معده و كثرت اشتها و بقئ سوداوى خفت دست دادن علامت سوداست و گاه باشد كه بنا بر اجتماع رياح در معده صداع حادث شود و تقدم درد معده و سكون صداع به سكون آن و باغذيهء نفاخه متضرر شدن و درد منتقل بودن علامت اوست و كذلك گاه باشد كه بنا بر استيلاى ضعف بر سر معده درد سر متولد گردد و در تهى شكم و بعد خواب شب شدّت پذيرد و اگر بمشاركت اعضاى ديگر چون كبد و طحال و حجاب حاجز و مراق و صلب كلّيتين و رحم و ثديين و ساقين و قدمين باشد تقدم لزوم آفت در عضو مشارك عموما و خصوصا لزوم وجع در يمين سر بر كيدى ؟ ؟ ؟ و در يسار آن بر طحالى و در وسط آن مائل بقدام بر حجابى و در قدام بر حاق يافوخ بر مراقى و در مؤخرترين اجزاى سر بر صلبى و در مؤخر سر بر كلوى و در مقدم سر بلكه در وسط يافوخ بر رحمى و احساس حركت صعود چيزى مورچه مانند از موضع مؤف بسر بر ثدوى و ساقى و قدمى دلالت دارد و اما در صداع ضعف دماغى و قوت حس دماغى و يبسى و عرضى و ورمى كدورت حواس و ظهور آفت در افعال دماغى و حركات ارادى و هيجان علت بادنى سبب علامت اول و سرعت انفعال از اسباب « 1 » ضعيفه با وجود ذكاى حس و سلامت افعال دماغيه و عدم رمص و رسخ و مخاط و مثل آن علامت ثانى و حدوث علّت بعد استفراغات كثيره عامه باشند خواه خاصه پس از بيدارى مفرط و افراط گرسنگى علامت ثالث و بزنان بنا بر كثرت خروج خون حيض و نفاس اكثر عارض شود و عروض علّت با اخذ حمىّ و زوال وى بزوال آن علامت رابع و وجود آثار سرسام هنگام آماس اغشيهء داخله و احساس ورم بحس لمس و بصر در حين تورم غشاى مجلل قحف و پوست سر علامت خامس است اما صداع جماعى از كثرت استفراغ منى و حدوث يبس و يا ارتفاع ابخره و تازى اعصاب بهم رسد و تقدم افراط جماع خصوصا در ابدان نحيفه و امتلاى بدن از اخلاط و لرزيدن اندام با ضعف حركات بعد از جماع بران دلالت كند اما صداع شرابى از كثرت شرب شراب صرف خاصه كهنه و غليظ و كدر بواسطهء خمار عارض گردد و خاصهء ويست كه بعد شرب شراب حادث شود و گرانى سر در صورت اختلاط ؟ ؟ ؟ فضلا شراب با رطوبت خصوصا در انجا كه مزاج سر سردتر باشد و تهوع و قى بر تقدير امتزاج صفرا با فضله لازم بود و اما صداع ضربى و سقطى از مجرد تاذى غشاى مجلّل قحف يا از انكسار عظم كه بتمدد اغشيه انجامد يا از انشقاق حجب و ؟ ؟ ؟ امتلى و غشاى مجلّل قحف و جوهر دماغ يا از تورم و تزعزع آن و كذلك از آماس اغشيهء آن حادث گردد و تقدم اسباب بر آن ؟ ؟ ؟ و امارات مخصوصه بهر يكى كه در جايگاه خود مذكورست بر خصوصيت سبب خصوصا گواهى دهد و اما صداع بحرانى بيشتر در امراض حاده عفنه در روز

--> ( 1 ) يعنى از دريافتن بوهاى ؟ ضعيف و آمدن غثيان ؟ از هر بوى ناخوش خلاصة التجارب ؟ ؟ ؟